<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
		>
<channel>
<title>معلمان نمونه  و دانشجویان  دانشگاه فرهنگیان ورودی 91</title>
<description></description>
<atom:link href="http://tarbiat-moallem.samenblog.com/rss/81/" rel="self" type="application/rss+xml"/>
<link>http://tarbiat-moallem.samenblog.com/</link>
<generator>RSS Generated by SamenBlog.com</generator><item>
<title>درس معلمی از شهید مطهری</title>
<link>http://tarbiat-moallem.samenblog.com/81.html</link><category>ورودیان 91 دانشگاه فرهنگیان</category>
<category>دانشگاه فرهنگیان ورودی 91</category>
<description><![CDATA[<strong><font size="6">&nbsp;&nbsp; </font></strong><p align="justify" dir="rtl"><strong><font size="6"><font color="#ff0000">آزادگی</font></font></strong></p><strong><font size="6">
</font></strong><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font>یکی از دوستان شهید مطهری رحمه‏الله می‏گوید:
 آنچه در تمام برخوردهای با شهید مطهری کاملاً محسوس بود، حریّت و آزادی 
شهید مطهری بود، او دارای دلی بود آزاد و دارای مغزی بود آزاد و قهرا دارای
 زبان و قلمی آزاد بود.</font></strong></font></p><font size="2"><strong><font>
</font></strong></font><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font>داماد استاد مطهری رحمه‏الله نیز می‏گوید: در
 اظهار نظرهای ایشان پیرامون عقاید انحرافی و یا لغزشهای ایدئولوژیکِ 
گروههای سیاسی حرّیت و آزادگی دیده می‏شود.</font></strong></font></p>&nbsp;&nbsp;&nbsp; <p>
</p>
			

			

			

			
<font size="2"><br /></font><div class="CenterPost"><div class="CenterPost2"><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">انصاف داشتن</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>بارزترین خصیصه ایشان داشتن روحیه انصاف بود.
 این ویژگی سبب شده بود که اولاً استاد بر روی حرف مخالفین نظر خود ـ هرکه 
می‏خواهد باشد و در هر مقامی که باشد ـ کاملاً بیندیشد؛ یعنی هیچ گاه با 
روحیه استکباری و بزرگ منشانه با آرأ و عقاید حتی مخالف‏ترین دشمنان خود 
نیز برخورد نمی‏کردند، همیشه هر سخن و گفته‏ای را تا حد امکان تجزیه و 
تحلیل می‏کردند و شقوق درست و قابل قبول آن را از احتمالات نادرست جدا 
کرده، به حساب هر یک جداگانه رسیدگی می‏کردند.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله 
می‏گوید: یک روز بعد از اینکه ایشان مطلبی را بیان فرمودند من اشکال کردم، 
هر قدر ایشان بیان کردند و توضیح دادند برایم قابل قبول نبود. سرانجام قدری
 بی ادبی و گستاخی کردم و گفتم: انصاف بدهید! ایشان فرمودند: من انصافم از 
شما بیشتر است.&nbsp;</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">مشورت با شاگرد</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>استاد با برخی از دوستان و شاگردان نزدیکش در باب آنچه فراهم آورده بود، مشورت می‏کردو نظریاتشان را جویا می‏شد. </strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>&nbsp;میاسای زآموختن یک زمان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;زدانش میفکن دل اندر گمان &nbsp;</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">رازداری</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>مرحوم مطهری بسیار رازدار و اهل سرّ بود. هیچ رازگشایی نمی‏کرد. &nbsp;</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">راستگویی</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>استاد شهید مطهری رحمه ‏الله در نامه‏ای به دخترشان می‏نویسند: تو خودت می‏دانی که دروغ هرگز به زبان و قلم من جاری نمی‏شود.&nbsp;</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">شکوفاسازی استعداد شاگرد</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>ایشان اگر استعدادی از شاگردانشان می‏دیدند، 
خوشحال می‏شدند، به او کمک می‏کردند که استعداد وی پرورش پیدا بکند، مثل یک
 پرنده که بال زدن را یاد جوجه‏های خود می‏دهد. ایشان شاگردان خوش استعداد 
خودشان را تشویق و تشجیع می‏کردند و مثل برزگری که بذر افشانی می‏کند برای 
آینده، ایشان در ذهن شاگردان خودشان بذر افشانی می‏کردند و با صرف وقت برای
 آینده سرمایه گذاری می‏کردند.&nbsp;</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">تشویق کردن</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>استاد، شاگرد خوش قریحه را مورد تشویق قرار 
می‏داد و به طرق مختلف او را به کار اضافی و انجام تحقیقات و مطالعات بیشتر
 توصیه می‏کرد&nbsp;.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">رابطه صمیمی با شاگرد</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>مرحوم مطهری با شاگردانشان به اندازه‏ای 
مهربان بودند که حتی اجازه می‏دادند آنها مسائل خصوصی و شخصی‏شان را با 
ایشان مطرح کنند. در انتخاب راه و مسیر آینده با ایشان مشورت کنند، حتی 
ایشان به اندازه‏ای نزدیک می‏شدند که در مجالسی مانند عروسی شاگردانشان ـ 
در صورت دعوت ـ شرکت می‏کردند.&nbsp;</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">خوشرو بودن</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>ایشان بسیار خوشرو بودند، با شاگردان روابط 
پدرانه داشتند و در واقع وقتی ارتباط شاگردی با ایشان ادامه پیدا می‏کرد، 
به نوعی دوستی مبدّل می‏شد.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>به دست آوردن دنیا هنر نیست &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; یکی را‌گر توانی دل به دست آر &nbsp;</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">بی ‏پیرایگی</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>عشق و صفای ایشان، بی پیرایگی و بی تکلّفی ایشان، برای همه شاگردان ایشان درس بود.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">سادگی</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله 
می‏گوید: به یاد دارم که در درس فلسفه (متن شفای بوعلی) که در آغاز در 
مدرسه مروی برگزار می‏گردید، گاه در یک حجره و گاه در حجره دیگر، هر جا که 
ممکن بود تدریس می‏کردند و یک بار که صاحبان این حجره‏ها غایب بودند و 
حجره‏ای برای تدریس باز نبود، ایشان به سادگی و بدون از دست دادن فرصت در 
ایوان کوچکی جلوی یکی از حجره‏های بسته به روی زمین نشستند و برای حاضرین 
درس را بیان داشتند و علاوه بر درس فلسفه، درس اخلاق نیز آموختند.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">مراد بودن</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>از نظر اخلاقی ایشان در حدی بود که حکم مراد را برای شاگردان خود داشت.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">&nbsp;الگو بودن</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>کلاسهای درس مرحوم مطهری صرفا محل تعلیم و 
آموزش نبود، بلکه همراه آن و در برخی موارد بیش از آن، مکانی بود برای 
تزکیه و پالایش... رابطه مرحوم مطهری با شاگردان کلاس خود رابطه ساده معلم و
 متعلم نبود. استاد مرشدی بود که به ارشاد جمع می‏نشست و مرادی که مریدان 
به گرد شمع وجودش حلقه می‏زدند و از پرتو او بهره‏ها می‏گرفتند.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">بخل نورزیدن</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله 
می‏گوید: استاد یادداشتها و نوشته‏های خودشان را به شاگردان می‏دادند که در
 تحقیق از آنها استفاده بکنند. به یاد دارم که وقتی خدمتشان می‏گفتم که در 
مسائل مربوط به انسان علاقه به مطالعه دارم و طرحی را از این مبحث که در 
ذهن داشتم خدمتشان عرض کردم، ایشان مجموعه‏ای از رساله‏های خطی چاپ نشده 
علامه طباطبایی را که دراختیار داشتند،به بنده دادندتا استفاده کنم.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">&nbsp;مبارزه با انحرافات</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله 
می‏گوید: یک روز استاد فرمودند: من با اینها (گروه فرقان) مقابله می‏کنم، 
ممکن است مرا بکشند، اما من حرف خودم را می‏زنم؛ چون می‏دانم که اینها برای
 دین خطرناکند.</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">&nbsp;&nbsp;توجه نکردن به تعداد شاگردان</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>ایشان هرگاه درسی را لازم می‏یافتند آن را 
می‏پذیرفتند، به کم و کیف افراد و چند و چون جلسه درس مقیّد نبودند و هر جا
 که میسر می‏شد درس را برقرار می‏کردند و به تدریس و توضیح کامل مطلب 
می‏پرداختند، هرچند افراد شرکت کننده اندک بودند.&nbsp;&nbsp;</strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#ff0000">قرآنی بودن</font></strong></font></p>
<p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong>یکی از دوستان شهید مطهری رحمه‏ الله می‏گوید: شهید مطهری قبل از هر چیز شاگرد قرآن کریم بود... روح او روح قرآن بود. </strong></font></p>

				
</div></div><p>
</p>





]]></description>
<pubDate>Tue, 13 Nov 2012 20:47:19 GMT</pubDate>
<dc:creator>tarbiat-moallem</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://tarbiat-moallem.samenblog.com/81.html</guid>
</item>
</channel>
</rss>